تبليغاتX
شبهـــــای بی ستــــاره


شبهـــــای بی ستــــاره

پست ثابت

سلام  خوش اومدید به وبلاگ خودتون

VoTe 

 هر کـــی امتــــــــــیاز نــده خیلـــی کــــــمـ لطفــه

کــــــــلیـــکـ کــن

 

Top Blog

 
 

برچسب‌ها: پست ثابت, مسابقه انتخاب وبلاگ برتر ماه
نويسنده: ★B ? تاريخ: سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ? موضوع: اس ام اس عاشقانه ? لينک اين پست ?

خنده بازار دااااااااااغ آخر هفته

يه دوست دارم، وقتي تازه ازدواج كرده بود، مارو كه ميديد، همش بهمون پوزخند مي زد،
الان دوسال گذشته، مارو كه مي بينه بغض مي كنه ...


سرخوش از سرجلسه امتحان اومدم بيرون که فهميدم ازسرخوشحالي برگه تقلب رو هم لاي پاسخ سوالا به استاد تحويل دادم
خدااااایا موفقیت هامون هم نصفه نیمه است


یارانــــــــــه ی عـــــزیز فقط انصـــــراف بدیم کافیه یا بایـــــــد اونایی کــــــــــه گرفتیـــــمم بیاریــــم پـــــس بدیــــــــم؛
هر جور خودت راحتی بگو ها!!

کچل باشی ...
بری بالای شهر میگن مد روزه ،
بری مرکز شهر میگن سربازی ،
بری پایین شهر میگن زندانی بودی !
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر ..!

آقایون محترم توجه کنید :
وقتی دوست دخترتون ازتون میپرسه :
اگه یه روز ازدواج کردی،من‌ به عروسیت دعوت میکنی؟
بدون اینکه حرفی بزنید صحنه رو ترک کنید
این سوال در نهایت حیله گری طراحی شده

پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابیو سبز فسفري و بنفش از کتان و غیرو بر تن مینُمائید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید
آیا به راستی با خود می اندیشید , فردا روز , که فرزندانتان این عکسها را میبینند , از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟
بابای ما سیبیل داشت ! خط اتوی شلوار پارچه ایه دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد ! عاقبتمون این شد ... !!!!! شما کلاً هر جور راحتین
یه وقت خجالت نکشیــــــــنـــا...

شما فك مي كنيد فتوشاپ فقط كامپيوتريه!! ولي من يه خانومي رو ديدم شبيه انجلينا جولي بود ، بعد بدون آرايش ديدمش شبيه مرحوم نادره بود!!
اينجاس كه بعضيا رو مي بيني بايد بگي: ببخشيد فتوشاپه ديگه؟

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.
همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم


دختر دایی بنده رفته دندونپزشکی عصب کشی کنه! طی 3 جلسه از درد دو بار با پا کوبیده به دکتر بدبختش، 4 بار زده تو سرش، دو بار دست دکتر رو چنگ زده خلاصه زده یارو رو لت و پار کرده! امروز همون دکتره اومد خواستگاریش : ایشالله همه جوونا خوشبخت شن .

داداشم زندگیشو داده یه آی پد خریده اونوقت بابام به آیپدش میگه:پاره آجر! ......

دختر خالم به بچش واسه اينكه شيريني زياد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شيريني ها رو شمردم يه دونش كم بشه ميزنمت. بچه هم وقتي همه خواب بودن رفته همه شيريني ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه! استعدادو...

دعوت مودبانه ي بابام از من براي صرف شام :
تَن لَشتو از پشت كامپيوتر جمع كن بيا پاي سُفره پهن شو !


مامانم امروز با چشمای اشکـ آلود اومده طرفم و میگه: پسرم تو رو به جوونیت قسم، تو رو به روح ..... قسم، تو رو به شیر خودم قسم، دیگه.......قاشق تو این ظرفای تفلونِ من نزن!

عمه هام اومدن خونمون، سه تایی دارن پشت سر مادرشوهراشون حرف میزنن. دلم واسه مامانم میسوزه که نمیتونه تو بحثشون شرکت کنه

با مامانم رفتيم مغازه تعميرات تلفن كه تلفن بي سيم خونرو بديم درست كنن....ياروو تلفن زده به پيريز بعد با موبايلش زنگ زد كه ببينه زنگ ميخوره يا نه....تلفن كه زنگ خورد مامانم به من ميگه اين آقاهه شماره مارو از كجا داشت.....ماااااامااااان.

به خالم که آمریکا زندگی میکنه با کلیییی ذوق و شوق گفتم: خاله من خیلی دوس دارم بیام اونجازندگی کنم. برگشته میگه : خب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟؟؟

تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون میده. هر علامتی که میگه مامانم زیر چشمی با شک منو نگا میکنه .

نشسته بودم سر کلاس مامانم بهم اس ام اس داد : 700 هزار تومن ترمی بابای بدبختت داره واسه دانشگاهت پول میده اونوقت تو سر کلاس گوشیتو چک میکنی ببینی کی اس ام اس داده الاغ؟؟


نصف شبی خواب بودم دختر خالم 5 سالشه اومده بیدارم کرده میگه خواب دیدم شرک داره منو میخوره ..بعد با گریه میگه برو سی دیشو بیار بشکونیم!!!

تو جشن مهد کودک خواهرزادم ,جلو شونصدتا مادر و پدر, مربی مهد با شوق با ..خواهرزادم جلو میکروفون حرف میزد... منم خر کیف...
مربی: ایلیا جون، شمردن بلدي؟
ایلیا : آره! داییم يادم داده!
مربيه : آفرين به تو پسر خوشگل و داييت!خوب حالا بگو ببينم، بعد پــــنج چيه؟
ایلیـا : شيش!
مربيه : آفرين عزيزم، حالا بگو بعد هفت چيه؟
ایلیا : هشت!
مربيه : آاافرين! حالا بگو بعد ده چيه؟
ایلیا : سرباز. 

با دختر خالم رفته بودیم بیرون، نامزدش ما رو دید، اومد جلو گفت: این پسره کیه؟ دختر خالم هم اومد تریپ دفاع از من بیاد، گفت: هر خری که هست به تو چه؟

یکی از فک و فامیلا میگفت :
فیلم عروسیمو برعکس که میبینم خیلی حال میده،
زنم حلقشو در میاره میده بهم و میره خونه باباش!

 

یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن !

نرید بخونید به من فش بدیدا !

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن[/b]

یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور
رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟
میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.
بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود
اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره
بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش
رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم 

 


برچسب‌ها: خنده بازار, طنز
نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ? موضوع: طنز و سرگرمی ? لينک اين پست ?

وبلاگ نویسی دخترا

وبلاگ نویسی یک دختر

وااااااااااااااااای امروز تفلدمه
تفلد تفلد تفلدم مبارک

۲۶۵۹۷۴۵۴۵۴۵۱۲۱۵۵۴۴۴ تا کامنت
تولدت مبارک خانومی

.

شما از طرف بلاگفــا بهترین وبلاگ نویس معرفی شدید.

 hiSs


برچسب‌ها: وبلاگ نویسی دخترا
نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ? موضوع: طنز و سرگرمی ? لينک اين پست ?

پرسش هایی در مورد رانندگی خانم ها

 
پرسش: هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند ، این به چه معناست ؟
الف ) یعنی می خواهد به سمت راست برود
قاف ) یعنی می خواهد شیشه سمت چپ خودرواش را پایین بیاورد
دال ) یعنی می خواهد پشت فرمان موبایلش را درآورد و با همسرش تماس بگیرد
نون ) یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند
 
پرسش : اگر یک خانوم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کند چکار می کند ؟
الف ) بعد از از بیخ کندن آینه بغل جفت خودرو ها از بینشان عبور می کند
قاف ) اول به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد
دال ) ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند سپس از روی دو خودرو عبور می کند
نون ) یک بوق می زند و راننده دو خودرو تا متوجه می شوند او خانوم است سریعا به او راه می دهند که برود
 
پرسش : زمانیکه یک خانوم در پشت فرمان خودرو نشسته و خودرو اش با سرعتی بیش از 20 کیلومتر در حرکت است این به چه معناست ؟
الف ) یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده
قاف ) یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانوم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است
دال ) یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جا گذاشته
نون ) یعنی پشت فرمان خوابش برده
 
پرسش : معمولا یک خانوم راننده وقتی خودرو اش پنچر می شود چکار می کند ؟
الف ) ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند
قاف ) تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ در بیاید
دال ) به آتش نشانی زنگ می زند
نون ) ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد
 
پرسش : خانوم های راننده به کدام قسمت خودرو بیش از بقیه علاقه مند می باشند ؟
الف ) آینه ها ؛ چون اگر در هنگام رانندگی کوچکترین خدشه ای در میکاپ آن ها بوجود آید آن ها را آگاه می کند
قاف ) پخش سی دی ؛ چون آهنگ های ملایم آن استرس آن ها را در هنگام رانندگی کاهش می دهد
دال ) برف پاک کن ؛ چون خودش شیشه را تمیز می کند و نیازی نیست که برای تمیز کردن شیشه هم با همسرشان تماس بگیرند
نون ) داشبور ؛ چون رژ لب ، پنکک ، موچین ، ریمل ، کرم سفید کننده ، مداد چشم ، بیگودی و کلی چیزهای دیگر داخل آن جا می شود
 
پرسش : هنگامی که یک خانوم راننده از داخل آینه مشاهده کند که یک آمبولانس در پشت سرش در حرکت است چکار می کند ؟
الف ) هول می شود و پایش را می گذارد روی ترمز و آمبولانس هم از عقب به شدت با خودرو او برخورد می کند
قاف) جیغ می کشد و کنترل خودرو از دستش خارج شده و بعد از برخورد با خودروهای دیگر به داخل جوی آب می افتد و بعد با همسرش تماس می گیرد
دال) خودرو خودش و آمبولانس را وسط خیابان متوقف می کند تا بتواند بیمار داخلآمبولانس را ویزیت کند و یکسری دارو گیاهی و دارو دوای خانگی برایش تجویزکند
نون ) در حال حرکت فرمان را ول می کند و برای بهبودی بیمار داخل آمبولانس دست به دعا بر می دارد
 
پرسش : اگر یک خانوم راننده بخواهد خودرو اش را بین دو خودروی پارک شده پارک نماید ( پارک دوبل ) چکار می کند ؟
الف ) پس از شکستن چراغ عقب خودروی جلویی و چراغ جلوی خودروی عقبی بوسیله سپر ماشینش ، با همسرش تماس می گیرد
قاف ) آنقدر منتظر می ماند تا راننده یکی از دو خودرو بیاید و ماشینش را بردارد
دال) به مخترع ماشین فحش می دهد که چرا ماشین را طوری اختراع نکرد که از بغل هم راه برود تا بشود با آن بین دو خودرو به راحتی پارک کرد
نون ) از یک عابر مذکر می خواهد که خودرو را برایش پارک کند
 
پرسش : اولین اقدامی که یک خانوم راننده بعد از تصادف انجام می دهد چیست ؟
الف ) جیغ کشیده و بیهوش می شود
قاف ) با شوهرش تماس می گیرد
دال ) می گوید : آخ ببخشید می خواستم ترمز بگیرم اشتباهی گاز دادم
نون ) اول به خاطر سالم ماندنش یک دیگ شله زرد نذر می کند بعد هم عهد می کند که دیگر پشت رل ننشیند
 
پرسش : شما بعنوان یک مرد اگر خانومتان گواهینامه رانندگی اش را بگیرد و بخواهد که با خودروی شما رانندگی کند چکار می کنید ؟
الف ) وقتی که او سوار خودرو می شود گوشی موبایلتان را خاموش می کنید
قاف ) کلا برای همیشه گوشی موبایلتان را خاموش می کنید
دال ) اصلا گوشی و سیم کارتتان را با هم می برید می فروشید
نون ) گوشی و سیم کارت و خودروتان را یکجا می فروشید و بعد هم خانومتان را طلاق می دهید
 
پرسش : اگر یک خانوم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بریده و نمی گیرد چکار می کند ؟
الف ) قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود
قاف ) سعی می کند یک ایستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد
دال ) در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد
نون ) سفره ابوالفضل نذر می کند که زنده بماند
 
تذکر: از خانوم های محترمه تقاضا دارم که پس از خواندن این مطلب هیچگونه موضع خصمانه ای در قبال بنده اتخاذ نفرمایند زیرا منظور من به هیچ عنوان خانومهای کشور خودمان نبود.



برچسب‌ها: پرسش های در مورد رانندگی خانم ها
نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ? موضوع: طنز و سرگرمی ? لينک اين پست ?

زکجــا بجویمت مـن ، ز که پرسمت نشانه

شب پروازه دل پر از رازه ...

چشم مجنون دوخته به ردّ پای لیلی است، گوش به زنگ لیلی است، دلــداده ی لیلی است؛

چه باک از گمگشــتگی. راه همان است که به کوی لیلی برسد.

هرچند شاید برای دیگران گمراهی.راه لیلـی روشن است...

 

نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ? موضوع: شبهای بی ستاره ? لينک اين پست ?

صبرت که تمام شد نرو , معرفت تازه از آن لحظـــه شروع می شود …

نويسنده: ★B ? تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ? موضوع: عکس ? لينک اين پست ?

آرزوهـــــــــــــــــــــــــا

دستهایم به آرزوهایم نرسید،آنها بسیار دورند...

اما درخت سبز صبرم می گوید:

امـــــیدی هست...

دعـــــــــایی هست...

خـــــــــــــدایی هست ...


برچسب‌ها: آرزوها, شعر, دستهایم به آرزوهایم نرسید, آنها بسیار دورند
نويسنده: ★B ? تاريخ: جمعه هجدهم فروردین 1391 ? موضوع: شبهای بی ستاره ? لينک اين پست ?

بی تفــــــــــــــــــــــــــــــــاوتی

تو دیــگه دلت منو نمی خواد

میگی اسمـ تــــو یادم نمیاد

گفتی که برام مهـــم نبودی

عشقم یادت رفت به همین زودی

منــــــو می بینی انگار ندیدی

توو شهر قلبت راهــمـ نمیدی

فراموش کردی حتی صدامو

از یادت بردی غم چشمامو

بی تفاوتی؛ نامهربونی

از توو نگاهت منــو می رونی

نه دوســـــــــم داری

نه دوست نداری

انگار به کارم کاری نداری

 

نويسنده: ★B ? تاريخ: سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ? موضوع: شبهای بی ستاره ? لينک اين پست ?

دلتنــــگی شایدم تنهــایی

دل تنگِ دلتنگــمــ

و  راه فراری نیست از این دلــتنگی

بار زندگــی بر دوشمـ سنگین

و آوای نا امیــــــــــدی ام بلــــــــند

پنجره ای گشـوده نیست به بـاغ مهتـاب

اینجا تاریکـــ تاریک است

شمع امیدم از اشکــهایم خیس

و به هیچ حیله ای دیگـــر

روشن نمیگردد

اینجــا تاریکــِ تاریکـ است

مرا با خود ببرید ای کبوتـران مسافر، مرا با خود ببرید

مــرا که هرگـز بر بامی بلند ننشستم

و

و ستــاره ای از آسمــان نچیدم

مرا که به هر نقطه خاکــی پا نهـادم

باید از دلبستگــی ها دل می بُریدم

مرا با خود ببرید ای کبوتـران مسافر، مرا با خود ببرید

که اینجــا دیگر جای من نیستـــ

و این قلبی که در سینه می تپـد، دیگر قلب من نیستــ

قلب مرا در شبی تاریکــ دزدیدند

و رگـ های رابطه را بریدند..

به من نگــویید آنکــه رفته باز می گردد

نه ، به مــن نگویید

که رفتــگان دیگر ، هرگز بر نمی گردند

و انچه بر جـــــــــای می ماند خاکستریست از

خاطره ای غبار آلود و شَبَهــی از یادی

که دیگــر

نه مهـــربانـ استـ و نه خوبـ

و شَبَهــی از یادی

که دیگــر

نه مهـــربانـ استـ و نه خوبـ

از مــن نخواهیــد که آرام گیرم، آرام

کـه قامت آرامشمـ را ،طوفــانی خشمگـین و خروشان بر خاکـ فکندهـ

بر خاکــــ

و ریشه تحملمـ را از جای کنـده، از جای

نه از مــن نخواهید، به من نگوییــد

که اکنون منمــ

تنهایِ تنهــــــــا

رو در روی زندگی ایستاده ام

تنهای تنها

 

 

نويسنده: ★B ? تاريخ: یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ? موضوع: اس ام اس عاشقانه ? لينک اين پست ?

گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست. 

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.


تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.


نويسنده: ★B ? تاريخ: سه شنبه هشتم فروردین 1391 ? موضوع: داستـــان ? لينک اين پست ?

فــردا

 

 

برچسب‌ها: شعر
نويسنده: ★B ? تاريخ: شنبه پنجم فروردین 1391 ? موضوع: شبهای بی ستاره ? لينک اين پست ?

تنها ر ا ه رسیدن


 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباساشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شـــه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرن توو. مریم نازِ مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده!
 همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.می بینی!!


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی   می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.


یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….


پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…



برچسب‌ها: داستان, داستان کوتاه, غمگین, عاشقانه, تنها راه رسیدن, شبهای بی ستاره
نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوم فروردین 1391 ? موضوع: داستـــان ? لينک اين پست ?

!...عاشق کشون...!

 

چــه روزایی که زیر بارون

                                                      گریــه کنــون

                                                      بدون تو قدم زنون

                                    تــوی خیابــونا

                              مثــــــل دیونه هــا

  سر به دیوار می کـــوبیدم از این عاشــــــــــــــــــــــــــــــق کشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــون

واســه چی روی دلــم پا گذاشــتی

دلــی که براتــ بود نگـــرون ؟؟

 


برچسب‌ها: چه روزایی که زیر بارون, عکس, عاشقانه, شعر
نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ? موضوع: اس ام اس عاشقانه ? لينک اين پست ?

از چی بگم برات ؟؟


برچسب‌ها: عکس, تنها, عکس عاشقانه, شعر
نويسنده: ★B ? تاريخ: سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ? موضوع: متفرقه ? لينک اين پست ?

nO L o v E !!

  نگــو دوستتــــ دارمـ به یکـــ غریبــه


برچسب‌ها: عکس, دوستت ندارم
نويسنده: ★B ? تاريخ: شنبه بیستم اسفند 1390 ? موضوع: متفرقه ? لينک اين پست ?

دانلود فیلم باد در علفزار می پیچد

 

کارگردان : خسرو معصومی

موضوع : اجتماعی

مدت : ۸۸ دقیقه

بازیگران : الناز شاکردوست ، رضا ناجی ، حسین عابدینی و …

خلاصه : شوکا دختر جوان روستایی است که پدرش طالب ، بر اثر حادثه ای در جنگل خانه نشین شده است . اما مرد متمول روستا که به آنها کمک مال می کند تصمیم دارد شوکا را به عقد پسر شیرین عقل خود در آورد اما …

دانلــود - 567 مگابایت


برچسب‌ها: دانلود فیلم, دانلود فیلم ایرانی باد در علفزار می پیچد, دانلود فیلم باد در علفزار می پیچد, mkv دانلود فیلم باد در علفزار می پیچد wmv
نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ? موضوع: فیلـــم ها ? لينک اين پست ?

دوست داري با كلاس بشي؟

 

اگر شمــا ذاتــاً انسـان با کلاســی هستیــد که هیــچ (مثل مــن) !!! در غیر این صورتــ باید از هر فرصــتی برای نشان دادن این موضـــوع استفاده کنید.

شایـد باورتان نشود ولی شمـــا می توانید از جراحت خود نیــز برای کلاس گذاشتــن استفاده کنیــد، فقطـــ کافیست جوابهای زیر را با اندکــی قیافه موجــه بیان کنیــد:

اگر شصـت پای شمـا زیر اجاق گاز گیر کرده و شمــا آن را باند پیچی کرده اید هرگــــاه علت آن را از شما جویا شدند باید جوابــ دهید : " موقع تکان دادن پیانـوی بابام پام مونده زیرش" (حالا توو عمرت پیانو ندیدیــا)

اگــر صورت شمـا بر اثر جوشکــاری زیر آفتاب سوخته باید بگوییــد: از اسکــی آخر هفتـه نمی توانم بگذرم.

اگر به خاطــر تک چرخ زدن با موتور براوو جلــوی مدرسه دختـرانه به زمین خورده ایـد در جواب باید بگوییــد: " با موتور هــزار داداشـم تو جاده چالــوس تصــادف کردیم.



اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : “دیشب با قهوه جوش اینجوری شد”

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : “به سیم گیتارم گیر  کرده”

 
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : “چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد”


اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: “که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است”

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : “الکی می گویند زانتیا ایربگ داره ”


اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:”حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد”

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:”بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

ببینم شما اینقدر بیکلاس بودی که همه اینو خوندی ؟




برچسب‌ها: شبهای بی ستاره, عاشقانه, اس ام اس, دانلود برنامه, نرم افزار, آموزش, شعر, عکس, آهنگ, دوست داري با كلاس بشي
نويسنده: ★B ? تاريخ: پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ? موضوع: طنز و سرگرمی ? لينک اين پست ?

بـــ هــ ا ر نیــــــــــــــــــــا!!

 

افسوس می خورم ….چرا؟چرا با رفتن تو…………..بهار می آید ؟…آمدی در سرمای زمستان… به سردی زمستان بودی….. به غم انگیزی شبهای تنهایی….. به خشکی برف …می روی…..

 بهار می آید …به نظر معامله خوبی است….امید آن دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند …چه امید مبهمی…گردش روزگار خطا ندارد ….زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند…

نويسنده: ★B ? تاريخ: دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

د ر و غ

 

گاهی وقت ها

سکوت..

همان دروغ است..!

فقط...

شیک تر!

مؤدبانه تر!

و با مسئولیت کمتر...!!!

 

نويسنده: ★B ? تاريخ: دوشنبه یکم اسفند 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

راه نـــداره به دل من هــر کســی

                         
نويسنده: ★B ? تاريخ: یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

توقف ممنــــــــــوع

 
فقط برای خودم هستم...!!!!!!!!!!

من..؟!

چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....

این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!

فقط برای خودم هستم...خود خودم ! مال خودم !

صبورم و عجول!!

سنگین...سرگردان...مغرور...لجباز....با یک پیچیدگی ساده و مقداری

بی حوصلگیه زیاد!!!

و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی, نه سیرت آدمی ,

هیچ ندارم.

راهت را بگیــر و بـــــــرو

حوالی من توقف ممنــــوع است...
 

نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

یه وقتایـــی

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است ...
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
... باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی ...
در دلـت بخنــدی
به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت
صف کشیده اند ...
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند

نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

دل ساده من...


درچشمانم تنــهـــــــا یی ام را پنهان می کنم
در دلم ، دلتنــــــگی ام را
در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را
در لبخندم ، غــــــصه هایم را
دل من چه خردسال است
ساده می نگرد
ساده می خندد
ساده می پوشد
دل من از تبار دیوارهای کاهگلی ست
ساده می افتد...
ساده مــــی شکند...
ساده مـــــــی میرد
دل من تنها ،
تنها، سخت می گیرد

نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

گاهــــــــــی

گاهی،
فقط گاهی
فکر میکنم تمامش یک سوء تفاهم است؛
آن خنده ها،
دستهای در هم گره کرده،
نگاه های گرم..
دستهایم را می گیرد و می خندد...
بعد هر چه فکر میکنم یادم نمی آید به چه فکر میکردم

 

 

نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

دلم تنگ شده...

دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده

برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...
حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...!
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...
...
و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!

نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

احکام چت

* اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد.



* كليك كردن هر دو نفر مستحب است.



* بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد.


* اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند.


* دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر) .



* صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت.



* تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد.


* مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند.


* فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد.



* چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.



* اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است.



* بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد.




* اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد.



* زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است
 

برچسب‌ها: شبهای بی ستاره, عاشقانه, اس ام اس, دانلود برنامه, نرم افزار, آموزش, شعر, عکس, آهنگ
نويسنده: ★B ? تاريخ: چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ? موضوع: طنز و سرگرمی ? لينک اين پست ?

گاهی...

 

گـــاهـــــــی فـــــرار مــیــــــکــنـــــم ،
از فکـــــــر کـــــردن بـــه تـــــــو . . .
مــثــــــل رد کــــــردن آهنــــــگی کـــه
خـــیـلــــــــــی دوســــتــــش دارم
.
.

.

نويسنده: ★B ? تاريخ: جمعه هفتم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

عهدهای غیر کاغذی

 
هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی


کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـــــ....ــــد !


بــعـضی از عـهـدهــا را


روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم ...


.. حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...


شـکـسـتَنـشـا ن


یـک آدم را مـی شـکند !!
 
 

نويسنده: ★B ? تاريخ: جمعه هفتم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

زیادی دوستت داشتم

 
همه چیز "زیادی اش"


دل را می زند


زیاد دوستت داشتم !

 
نويسنده: ★B ? تاريخ: جمعه هفتم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?

دلم هوای دیروز را کرده

 
دلم هوای دیروز را کرده
هوای روزهای کودکی را
دلم می خواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم
الفبای زندگی را
می خواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند

دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان
هر چه می خواهید بکشید
این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو
دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم
آن را نچینم
دلم میخواهد ...
می شود باز هم کودک شد؟؟؟؟
راستی خدا!
دلم فردا هوای امروز را می کند؟


 

نويسنده: ★B ? تاريخ: جمعه هفتم بهمن 1390 ? موضوع: ? لينک اين پست ?


© All Rights Reserved to b-3tare.Blogfa.com / Theme by:
bahar 20

? قالب ميهن بلاگ قالب وبلاگ فروشگاه اينترنتي ايران آرنا